دفتر شعر
۳۷۰ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۲۴۱
مایه ی روح فزائی بود از روی خواص
شمارهٔ ۲۴۲
هر که نگردد سپر تیر عشق
شمارهٔ ۲۴۳
دل غرق خون دیده ز مهر رخت شفق
شمارهٔ ۲۴۴
شود منکشف بر تو اسرار عشق
شمارهٔ ۲۴۵
بار دگر تاختیم بر سر میدان عشق
شمارهٔ ۲۴۶
ألا یا راهِب الدیر فَهَل مرَّت بک النوقِ
شمارهٔ ۲۴۷
دهنش تنگک و چون تنگِ شکر شیرینک
شمارهٔ ۲۴۸
یا از آن حلقه زلفست که می ریزد مشک
شمارهٔ ۲۴۹
کس نمی بینم که دارد در جهان چندان نمک
شمارهٔ ۲۵۰
گل بر آورده ز شرم آن رخ گلرنگ رنگ
شمارهٔ ۲۵۱
گلستان رخت خندیده بر گل
شمارهٔ ۲۵۲
کرده مرا در غم عشقت بی سرو بی پا دل
شمارهٔ ۲۵۳
چون تواند که کشد بار غمش چندین دل
شمارهٔ ۲۵۴
شوم مقیم درت بالغدّو و الآصال
شمارهٔ ۲۵۵
وی مهر تو شمع خاور دل
شمارهٔ ۲۵۶
یکی ز حلقه بگوشان حاجب تو هلال
شمارهٔ ۲۵۷
واتش هجر جگر سوز تو دود افکن دل
شمارهٔ ۲۵۸
که وصالت متصوّر نشود جز بخیال
شمارهٔ ۲۵۹
بیا که جان عزیزت فدای شکل و شمایل
شمارهٔ ۲۶۰
طاق پیروزه ی ابروی تو پیوسته هلال
شمارهٔ ۲۶۱
گردن نهادم چون پای بندم
شمارهٔ ۲۶۲
چو جان فدای تو کردم چه غم ز خنجر و تیرم
شمارهٔ ۲۶۳
در کوی خرابات یکی مغبچه دیدم
شمارهٔ ۲۶۴
وز عدم پی بپیت نعره زنان آمده ایم