دفتر شعر
۳۷۰ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۲۶۵
بازار کارخانه ی اسرار بشکنم
شمارهٔ ۲۶۶
وز جهان بجان دوست که دل برگرفته ایم
شمارهٔ ۲۶۷
به یاد لعل لبش نوش کرده جام مدام
شمارهٔ ۲۶۸
ابروی تو طاق اخضر چشم
شمارهٔ ۲۶۹
سودا زده ی زلف پریشان نگاریم
شمارهٔ ۲۷۰
چو دُرج لعل تو نیست هستم
شمارهٔ ۲۷۱
در درد بمردیم و بدرمان نرسیدیم
شمارهٔ ۲۷۲
که ز فردوس نشان می دهد انفاس نسیم
شمارهٔ ۲۷۳
ز مهر، در تو نشانی ندیدم و نشنیدم
شمارهٔ ۲۷۴
خوشتر ز ره عشق بتان راه ندیدم
شمارهٔ ۲۷۵
بنشین نفسی تا نفسی با تو برآریم
شمارهٔ ۲۷۶
می خورم جامی و زهری بگمان می نوشم
شمارهٔ ۲۷۷
وگرنه از چه سبب دل به باد میدادم
شمارهٔ ۲۷۸
سلطان گل بساحت بستان زند علم
شمارهٔ ۲۷۹
فخر بر شاهان عالم در گدائی یافتیم
شمارهٔ ۲۸۰
چه کنم نبات مصری چو شکر مزیدم
شمارهٔ ۲۸۱
من آن نوباوه ی قدسم که نزل باغ رضوانم
شمارهٔ ۲۸۲
بر من ای اهل نظر عیب مگیرید که مستم
شمارهٔ ۲۸۳
با زلف عنبربارش از مشک ختن باز آمدم
شمارهٔ ۲۸۴
ناقوس دیر عشق را بر چرخ بوقلمون زنیم
شمارهٔ ۲۸۵
دل و جان داده ز دست از پی جانان بروم
شمارهٔ ۲۸۶
شکری از لب شیرین نگارم برسان
شمارهٔ ۲۸۷
بر لب جوی و طرف بستان داد مستان ز باده بستان
شمارهٔ ۲۸۸
جعد تو زنجیر پای بندان