دفتر شعر
۳۷۰ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۳۱۳
وی بر قمر ز عنبر تر بسته سلسله
شمارهٔ ۳۱۴
که بآفتاب ماند ز قمر نقاب بسته
شمارهٔ ۳۱۵
ز عنبر طوق و از زر کرده یاره
شمارهٔ ۳۱۶
بر لاله ز مشک سیه افکنده کلاله
شمارهٔ ۳۱۷
مرحبا کارام جان مرغ زار آورده ئی
شمارهٔ ۳۱۸
یا جعد مشک فام بر آتش نهاده ئی
شمارهٔ ۳۱۹
پر غمی بیغمگسار افتاده ئی
شمارهٔ ۳۲۰
ماه را از مشک زیور کرده ئی
شمارهٔ ۳۲۱
کجا روم که فرس بر من شکسته نتازی
شمارهٔ ۳۲۲
که کار زنده دلان عشق بازی است نه بازی
شمارهٔ ۳۲۳
بدینی روضه ی عقبی نیابی
شمارهٔ ۳۲۴
وی لب لعل تر ای عادت روح افزائی
شمارهٔ ۳۲۵
رو بترک گوی سرگردان بگوی
شمارهٔ ۳۲۶
بریز خون صراحی بیار باده ی باقی
شمارهٔ ۳۲۷
ورش بر ما گذر بودی چه بودی؟
شمارهٔ ۳۲۸
نتوان دیدن از آن موی میان یک سر موی
شمارهٔ ۳۲۹
فروزنده ماهی به لب دلستانی
شمارهٔ ۳۳۰
نافه ی مشک تتار از سر زلفت تاری
شمارهٔ ۳۳۱
که بر لاله غالیه سائی و از طرّه غالیه باری
شمارهٔ ۳۳۲
نگاری مهوشی بتی عیاری
شمارهٔ ۳۳۳
وی تیر چشم مستت در عین دیده دوزی
شمارهٔ ۳۳۴
تو دانی گر بخوانی ور برانی
شمارهٔ ۳۳۵
شربت کوثر ترا و جنّت اعلی
شمارهٔ ۳۳۶
زان پیش که برخیزد صد فتنه ز هر کویی