دفتر شعر
۳۷۰ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۳۳۷
سر فرو کرده پری پیکرک از منظرکی
شمارهٔ ۳۳۸
به شکر خندهٔ شیرین، دل خلقی بربایی
شمارهٔ ۳۳۹
نور رخت از طرّه شب برده سیاهی
شمارهٔ ۳۴۰
بر باد داده، آب رخ من چو خاک کوی
شمارهٔ ۳۴۱
صورت نتوان بستن نقشی به دلارائی
شمارهٔ ۳۴۲
در فنا محو شو ار ملک بقا میطلبی
شمارهٔ ۳۴۳
پرده بردار که تا خلق ببینند پری
شمارهٔ ۳۴۴
شبست یا خم آن طرّه قمر فرسای
شمارهٔ ۳۴۵
نه محض جوهر روحی که روح جوهر جانی
شمارهٔ ۳۴۶
کوس عزلت زن اگر ملکت کسری طلبی
شمارهٔ ۳۴۷
من از بادام ساقی مست و مستان مست خواب از می
شمارهٔ ۳۴۸
که آفتاب بلندی چو بر کناره ی بامی
شمارهٔ ۳۴۹
چگونه در نظر آید جمال طلعت لیلی
شمارهٔ ۳۵۰
سر سبزی خطّ سیهت سر بسر از موی
شمارهٔ ۳۵۱
شرطست که دست از من دیوانه بشوئی
شمارهٔ ۳۵۲
دل به تو میکشد مرا زانک لطیف و دلکشی
شمارهٔ ۳۵۳
گفتم منم غریبی از شهر آشنایی
شمارهٔ ۳۵۴
روز را از شکن طره ی شبگون بنمای
شمارهٔ ۳۵۵
چنگ بر ساز کن و خوش بزن و خوش بسرای
شمارهٔ ۳۵۶
رهروان راه عشقت هر دمی در عالمی
شمارهٔ ۳۵۷
چه کنم باز گرفتار شدم در هوسی
شمارهٔ ۳۵۸
که با لب تو حکایت کنم زهر بابی
شمارهٔ ۳۵۹
به تو از تو راه جویم به نشان بینشانی
شمارهٔ ۳۶۰
کاجی بکویش بودی مجالی