دفتر شعر
۳۷۰ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱۶۹
بده صبری درین کارم که کاراز دست بیرون شد
شمارهٔ ۱۷۰
حلقه ی لعل تو درج گهر آمد
شمارهٔ ۱۷۱
شاه من از طرف بارگاه برآمد
شمارهٔ ۱۷۲
تشبیه بدان زلف و بنا گوش توان کرد
شمارهٔ ۱۷۳
بدان نازک تنی چون می دواند
شمارهٔ ۱۷۴
شمع دل من زبانه زن بود
شمارهٔ ۱۷۵
چکنم صبر کنم گرچه میسر نشود
شمارهٔ ۱۷۶
از سنبل تر سلسله بر نسترن افتد
شمارهٔ ۱۷۷
دیده یک یک همه چون آب فرو می خواند
شمارهٔ ۱۷۸
در آتشم ز آب رخش کاب رخ من می برد
شمارهٔ ۱۷۹
سر حدّ ختن خیل شه زنگ بگیرد
شمارهٔ ۱۸۰
دل خون شد و آن یار جگر سوز نیامد
شمارهٔ ۱۸۱
که این از دست عامی برنیاید
شمارهٔ ۱۸۲
دل تمسّک بزلف دلکش کرد
شمارهٔ ۱۸۳
ور سوی کعبه شوم راهب دیرم خوانند
شمارهٔ ۱۸۴
ساز چنگ و رباب خواهم کرد
شمارهٔ ۱۸۵
روزِ منِ بد روز را همچون شب تاری کند
شمارهٔ ۱۸۶
مرغ را باز در فغان آورد
شمارهٔ ۱۸۷
اشکم از دیده روان تا سر راهش بدوید
شمارهٔ ۱۸۸
آشوب در نهاد من ناتوان نهاد
شمارهٔ ۱۸۹
و احوال درد من سوی درمان که میبرد
شمارهٔ ۱۹۰
صبا در جیب گوئی نافه ی مشک ختا دارد
شمارهٔ ۱۹۱
چار طاق لعل بر خضرا زدند
شمارهٔ ۱۹۲
شبه بر گوشهٔ یاقوت خموشش نگرید