دفتر شعر
۲۶۵ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱
سبحان من تفرّد بالجود و الجمال
شمارهٔ ۲
چون شدم صید تو برگیر و نگهدار مرا
شمارهٔ ۳
که برون شد دل سرمست من از دست اینجا
شمارهٔ ۴
ای همه رندان مرید پیر ساغر گیر ما
شمارهٔ ۵
ننگرد هیچ که خلقی نگرانند او را
شمارهٔ ۶
که امشب باز دارد کاروان را
شمارهٔ ۷
چو تاب طرّه به هم برزنی همه چین را
شمارهٔ ۸
کشته افعی تو در حلقه فسونسازان را
شمارهٔ ۹
که به کاشانه کشیم آن بتِ روحانی را
شمارهٔ ۱۰
برخیز و بده شراب بنشین و بزن رباب
شمارهٔ ۱۱
دیدم آن نرگس پر فتنهٔ فتّان در خواب
شمارهٔ ۱۲
هر دم بجام لعل لبت تشنه تر شراب
شمارهٔ ۱۳
مطرب خوش نوا بساز رباب
شمارهٔ ۱۴
وی دل پرخون من هم نمک و هم کباب
شمارهٔ ۱۵
سر ببالین ابد باز نهد مست و خراب
شمارهٔ ۱۶
کاهنگ چین خطا بود از بهر مشک ناب
شمارهٔ ۱۷
بلکه آن است سلیمان که ز ملک آزادست
شمارهٔ ۱۸
لطف تو بغایت کمالست
شمارهٔ ۱۹
نمی دانم دگر بار این چه ینگست
شمارهٔ ۲۰
خلوت و مهتاب با خوبان مه پیکر خوشست
شمارهٔ ۲۱
سر نامه ی نامه کمالست
شمارهٔ ۲۲
شبش از چشمه ی خورشید برانگیخته است
شمارهٔ ۲۳
مشاطه سر زلف پریشان تو بشکست
شمارهٔ ۲۴
که جمال تو ز حسن نظر ایشانست