دفتر شعر
۴۵ شعر در این دفتر
در زمان خدیو دارا شانآن کرم پیشهٔ کریم نهاد
از محمدعلی آن گلبن بیخار افسوسکه ز دنیا به جوانی به سوی عقبی شد
گرامیترین یاری از دوستانکه روشن روان است و صاحب نظر
خان والا گهر محمدخانکه ازو بود ملک و دین معمور
خان ذیجاه فلک مرتبه عبدالرزاقآستان برترش از ذروه کیوان بنگر
آه که از جور چرخ، وز ستم روزگارخسرو ملک وجود، شد به دیار عدم
دریغ از حاجی ابراهیم آن دانای روشندلکه زاد از مادر ایام با ایمان و دین توام
شکرلله که جهان را ز قدومزیب نو داد محمد کاظم
خان احمد دون کز ستم و ظلم پیاپیبر خلق رساندی الم و رنج دمادم
سپهر مجد و خورشید سماحت اختر عزتنظام عالم و دستور گیتی آصف دوران
حیف از حاجی محمد صادق روش ضمیرشمع بزم افروز زیبای شبستان جهان
صدهزار افسوس کز جور سپهر واژگونرفت از دار جهان فخر زمان شهبازخان
بلبل گویای این باغ آذر از دور سپهرلب فروبست از نوای زندگی ناگاه آه
در عهد خان دوران فرمانروای گیتییعنی کریمخان آن خان سپهر خرگاه
فخر زمان میرزا صادق نیکو سرشتمعدن عز و شرف، منبع جود و سخا
چون ز بیداد چرخ بدرنساشد ز عالم به جنت الماوی
حیف از هدیه آن گل رعناکه پری چهره بود و حور سرشت
دریغ و درد که دور سپهر فاطمه رابه کام ریخت به ناکام شربت فرقت
به تایید دارای گردون سپهرکه لطفش بود آب این سبز کشت
هزار افسوس کز بیداد گردونز دنیا قدوهٔ اهل زمین رفت
چون آقا صادق آن فروزان اخترتزویج نمود دختری مهپیکر
چو عبدالباقی آن خان فلک قدرکه روی اوست چون گل زیب این باغ
فخر سادات رفیع الدرجاتحضرت میر محمد صادق
صد هزار افسوس کز بیمهری گردون نهادآفتاب عمر یوسف میرزا رو در زوال