دفتر شعر
۴۵ شعر در این دفتر
حیف ز حاجی نبی گوهر بحر وجودکز ستم آسمان گشت نهان در زمین
خسرو کشور سخن مشتاقصاحب رای پیر و طبع جوان
شمع بزم اهل دل آقا علیاکبر که بودهمچو مهر از روی او روشن شبستان جهان
آه که از جور فلک شد به بادتازه گل خرم باغ جهان
دریغ و درد کز بیداد گردونشد از بزم احبا میر مؤمن
به حکم بندهٔ خلاق آن رزاق بیمنتکه کردش کافل ارزاق لطف قادر منان
چو حوری جهان آن پسندیده زناز این عالم پرشر و شور شد
خان احمدبیک چون به جنتاز لطف خدای انس و جان شد
چون خان جهان پناه از دور زماناز بزم جهان رفت به گلزار جنان
سپهر فضل و هنر آفتاب عز و شرفسحاب جود و کرم میرزا شریف احمد
صدهزار افسوس از فخر زمان زینت که بودزیور این بوستان و زینت این گلستان
ساکن کنعان مهجوری خلیلآن که چون یعقوب باشد ممتحن
هزار افسوس کز بزم جهان ناگاه بیرون شدز جور اختر و بیداد گردون میرعبدالله
خان جم کوکبه عبدالرزاقکه کند دیدن او جان تازه
حیف از فاطمه آن نخل جوانکه خم از باد اجل شد ناگاه
گوهر این نه صدف آقا عزیزشیعهٔ یکرنگ علی ولی
میرزا صادق که پیش قامتشسرو باشد چون نهال کوتهی
حیف و صد حیف کز نهیب اجلشد ز احباب دور کلبعلی
دریغا که شد در نقاب ترابرخ عالمآرای سیدعلی
هزار حیف که از گلشن جهان آخرچو گل به باد خزان رفت میرزامهدی
محیط مروت که جوید نقابز رشک ضمیرش رخ آفتاب