دفتر شعر
۵۲۲ شعر در این دفتر
بود وقفیتت دور از تکلفبما بین مقامینت توقف
وقوف صادقت آنست و لایقکه باشد با مراد حق مطابق
مهیا بهر تحقیق ولی باشز معنای تولی ممتلی باش
پس از ذکر ولی اندر ولایتبیان آموزدم حق از عنایت
عبارت باشد از صغری با کمالخود از سیر تجلیهای افعال
عبارت آن بسیرت گر ثباتستز دور کل اسماء وصفاتست
کنم بر عارفی چالاک و بینابیان آن ولایت کوست علیا
عبارت هاء ز ذات شاه جود استوی از حیث ظهور است و وجود است
بود هو اعتبار از ذات حضرتز حیث اختفا و فقد غیبت
هبا آنرتبهئی باشد که عنقاباو گویند و هم قومی هیولا
ز همتها یکی باشد افاقتکه اول همت است اندر لیاقت
هوا میل است سوی مقتضیاتکه باشد از طبیعتاند اوقات
هوا جم واردات ناگهانیستبدل از قوه وقت آن نشانیست
هیولی باشد آن شیئ که صورتازو ظاهر شود در وقت نسبت
دگر یاقوته الحمرا کدام استمراد از نفس کلی در کلام است
یدان دو اسم را دان بالتقابلبود فعل و قبولت گر تعقل
تو یوم الجمعه دان وقت لقایتپس از جمله فناها در بقایت
هزاران شکر کین پاکیزه دیوانرسید از عون ذوالطولم بپایان