دفتر شعر
۸ شعر در این دفتر
نام حق مفتاح گنج رحمت استبر ظهور خلق، اصل و علت است
ارض را بنهاد بر آب این چنینبهر مردم تا شوند آن را مکین
هر که هست اندر زمین فانی شودمانده باقی ذات فردانی شود
ای گروه جن و انس از مرد و زنگر توانایید بر بیرون شدن
نی شود پرسیده آن روز از گناهآدمی زاد و پری بی اشتباه
وز فواکه اندر آن دو بوستانهست دو صنف از برای دوستان
هم دو بُستان دگر هست از نشانقرب آن دو بوستان یا جنب آن
هست در این چار جنّت از زنانکاندر اوصافند خَیرَات حِسَان