دفتر شعر
۴۷ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱
وان دید فنا که جز فنا هیچ ندید
شمارهٔ ۲
کس نیست که دید تو غلط یا هوسی است
شمارهٔ ۳
امّید کمال و بیمِ نقصان همه هیچ
شمارهٔ ۴
با غیرت او مختصری داند بود
شمارهٔ ۵
از خویش مدان و خالی از خویش مدان
شمارهٔ ۶
آن به که چو سایه نامعین باشم
شمارهٔ ۷
خو کردهٔ صد گونه ستم کرد تو را
شمارهٔ ۸
وان عکس کمال او جمالی پندار
شمارهٔ ۹
تا هر دو جهان جلال بینی و جمال
شمارهٔ ۱۰
بیگانهٔ عشق نیست کز خویشان است
شمارهٔ ۱۱
وی وهم خودی در دل شوریدهٔ تو
شمارهٔ ۱۲
شایستهٔ این هوس نهای، تو چه کنی
شمارهٔ ۱۳
در بیقدری چون مگسی باشی تو
شمارهٔ ۱۴
از هیچ بلا، چند شود ظاهر چند
شمارهٔ ۱۵
تا کی ز خیال این نمودار تو را
شمارهٔ ۱۶
مغرور مشو به پیش این خفته و مست
شمارهٔ ۱۷
جان شیفتهٔ الست میپنداری
شمارهٔ ۱۸
و اندیشهٔ ما بهانهای بیش نبود
شمارهٔ ۱۹
جمشید به گلخنی در افتاد و برفت
شمارهٔ ۲۰
در فرع کجا مشبّهی افتاده است
شمارهٔ ۲۱
افلاک ز یکدگر فرو آسایند
شمارهٔ ۲۲
با تو بد و نیک را شماری برسد
شمارهٔ ۲۳
صد ساله برای یک دمت خواهد بود
شمارهٔ ۲۴
بازی که توداری مگسی اولیتر