دفتر شعر
۴۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۲۵
مویی کم و بیش میندانم چه کنم
شمارهٔ ۲۶
جان نیز یکی سوختهٔ دیوانهست
شمارهٔ ۲۷
سرگشتهتر از همه جهانم چه کنم
شمارهٔ ۲۸
کز حیرت خویش میبسوزد جانم
شمارهٔ ۲۹
وز دست شدم ز غایت حیرانی
شمارهٔ ۳۰
وز عقبی نیز پرتوی نیست پدید
شمارهٔ ۳۱
نه خواب و خورم هست و نه بیخواب و خورم
شمارهٔ ۳۲
یک ذرّه نمیرسد ز جائی دگرم
شمارهٔ ۳۳
نه دین و نه دل نه کفر و نه ایمانی
شمارهٔ ۳۴
چه خان و چه مان از دل و از جان بیرون
شمارهٔ ۳۵
گه کلبهٔ دل به باطل آراستهایم
شمارهٔ ۳۶
آتش گیرد جملهٔ عالم ماهی
شمارهٔ ۳۷
وز کار جهانم خبری نیست امروز
شمارهٔ ۳۸
ذرّات دو کون در طلب دید همه
شمارهٔ ۳۹
در تیهِ تحیرم سفر خواهد بود
شمارهٔ ۴۰
در بحر تحسّرم وطن خواهد بود
شمارهٔ ۴۱
اندیشهٔ شام و فکر شبگیرم چیست
شمارهٔ ۴۲
نه یک نفس آگهی است از پایانم
شمارهٔ ۴۳
تا جان پس ازین کجا شود، چون آید
شمارهٔ ۴۴
میننماید کنه معانی رویم
شمارهٔ ۴۵
وین بادیه را پا و سری بنمایید
شمارهٔ ۴۶
نه جامه و نه جای چو من بنمایید
شمارهٔ ۴۷
کی مرغِ ز دام جسته پیش آمد باز
شمارهٔ ۴۸
وز جان ستمکش به فغان آمدهام