دفتر شعر
۴۴ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱
کاندر پی این دام بلا ماندهای
شمارهٔ ۲
عارف شو و ره طلب به معروف آخر
شمارهٔ ۳
از روز الست عهد دیرینهٔ تست
شمارهٔ ۴
از هرچه در اوفتادهای بیبهری
شمارهٔ ۵
در حسن ز هرچه هست افزون آیی
شمارهٔ ۶
بیآنهمه پایگاه و رتبت چونی
شمارهٔ ۷
بازآی به سوی ساعدِ شاه آخر
شمارهٔ ۸
وز جسم ره عالم پر معنی گیر
شمارهٔ ۹
پَر باز کُن و به عرش رو در نَفَسی
شمارهٔ ۱۰
بر فرقتِ این دو آشنا میگریم
شمارهٔ ۱۱
با یکدیگر پیش ز عالم بودیم
شمارهٔ ۱۲
وقت است که در خطهٔ بیچون کشمش
شمارهٔ ۱۳
میپنداری کانچه تویی از خاکی
شمارهٔ ۱۴
بیخویشتنی که عالم خویش نهای
شمارهٔ ۱۵
زین هشت پسین و چار پیشین تو نهای
شمارهٔ ۱۶
واجرام فلک نشین نهای آن که تویی
شمارهٔ ۱۷
بشناس که نیست جان تو در تن تو
شمارهٔ ۱۸
در جسم مدان که قابل قسم بود
شمارهٔ ۱۹
دُرج دل تو خزینهٔ راز کند
شمارهٔ ۲۰
تا یک مردم تمام مردم گردد
شمارهٔ ۲۱
در عالم اوهام بماند جاوید
شمارهٔ ۲۲
روشن نکند صیقل معنی او را
شمارهٔ ۲۳
در پرده بماند و زندگانی نشناخت
شمارهٔ ۲۴
سر تا پایت دلی شود تا دانی