دفتر شعر
۴۴ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۲۵
امّید همه به درد بیدرمان دار
شمارهٔ ۲۶
در باطنِ خویش روز و شب داشتهای
شمارهٔ ۲۷
وندر طلبش خلق جهان در تک و تاز
شمارهٔ ۲۸
زیرا که برون پرده گردی کم و کاست
شمارهٔ ۲۹
از جزو به سوی کل شوی، آن کاریست
شمارهٔ ۳۰
در هر دو جهان عنایتی افتادهست
شمارهٔ ۳۱
خورشید و قمر را اثری زان بینی
شمارهٔ ۳۲
هم این ماند همان، نه این نه آنت
شمارهٔ ۳۳
آنست که نقد جاودان تو شود
شمارهٔ ۳۴
جان بر سرِ ره منتظر فرمان است
شمارهٔ ۳۵
تا کی باشی در ورق سود و زیان
شمارهٔ ۳۶
از بهرِ نثارِ فرق جان داشتهاند
شمارهٔ ۳۷
گه قصهٔ او به دردِ دل میگویی
شمارهٔ ۳۸
جان را به سفر اهل بصر ناکرده
شمارهٔ ۳۹
وز محنتِ ننگ و نام میباز رهد
شمارهٔ ۴۰
یعنی قفس بلبل جان بشکستن
شمارهٔ ۴۱
درهم چه کشی ز مرگ پیشانی را
شمارهٔ ۴۲
یک یک قدمت مکان تو خواهد بود
شمارهٔ ۴۳
نقشِ دو جهان ز جان توان دید عیان
شمارهٔ ۴۴
در سوز روش قاعدهٔ راز شناخت