دفتر شعر
۵۰ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱
بی خود شود و لایق این کار آید
شمارهٔ ۲
غبن است که از سر مجاز استادی
شمارهٔ ۳
نه در طلب نامتناهی پرداخت
شمارهٔ ۴
جاوید ز شغل خلق معزول شوی
شمارهٔ ۵
یک یک جزوش نقطهٔ حکمت باید
شمارهٔ ۶
از خویش مرو برون وآواره مباش
شمارهٔ ۷
این واقعه بر جان تو در نگشاید
شمارهٔ ۸
چون نیست رهش کز آسمان بر پرّد
شمارهٔ ۹
نه سر بنهادن ونه سر تافتنت
شمارهٔ ۱۰
از عیب نشاید به زبان آوردن
شمارهٔ ۱۱
صد بادیه را به یک زمان باید رفت
شمارهٔ ۱۲
باید که به دنیا به فنایی برسی
شمارهٔ ۱۳
مردانه مخنثی قضا باید کرد
شمارهٔ ۱۴
یا سوختهای که اهل دردش گویم
شمارهٔ ۱۵
بر لشکر غم سبیل میباید کرد
شمارهٔ ۱۶
در هر دویکی مقام ورستی ای دل
شمارهٔ ۱۷
شهری دگر است و پادشایی دگر است
شمارهٔ ۱۸
در دیر طلسمات از آن میرنجم
شمارهٔ ۱۹
افتاد ز عشق بر سرش سودایی
شمارهٔ ۲۰
نه دل درِ دلگشای خود یابد باز
شمارهٔ ۲۱
یک ذره نه اقرار و نه انکار کنم
شمارهٔ ۲۲
با واقعهٔ تو هر زمان میکوشم
شمارهٔ ۲۳
در سوختن خویش، چو پروانه بود
شمارهٔ ۲۴
ترک بد و نیک این جهان باید کرد