دفتر شعر
۳۲ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱
نه مرد رسد هرگز ونه زن آنجا
شمارهٔ ۲
سیر آمدهام ز جان و تن، من چکنم
شمارهٔ ۳
دست از توبه خون دیده میخواهد شست
شمارهٔ ۴
این نفس سگم بر سر کار خویش است
شمارهٔ ۵
بندی ز دلم که میگشاید آخر
شمارهٔ ۶
ور جان گویم به حکم تن مینرود
شمارهٔ ۷
تا کی ز روش چنان که من خواهم رفت
شمارهٔ ۸
آهنگ به ملک جاوانی کردن
شمارهٔ ۹
وز بیادبی و بیقراری برهی
شمارهٔ ۱۰
دل پر غم و پر آه همی باید برد
شمارهٔ ۱۱
از جمع چرا کرانگی خواهی بود
شمارهٔ ۱۲
در پنجهٔ همّتش زبون آید کار
شمارهٔ ۱۳
بیخویشتنی صواب چتواند کرد
شمارهٔ ۱۴
یک تو و دو تو او بتواند کردن
شمارهٔ ۱۵
پس شخص ز خاک و خون توان آوردن
شمارهٔ ۱۶
پیش از من و تو چو رفت از پیش چه سود
شمارهٔ ۱۷
جز بندگی و رضا و تسلیم چه سود
شمارهٔ ۱۸
وز حکم ازل بیخور و بیخفت چه سود
شمارهٔ ۱۹
پیدا نشودخوبی و زشتی امروز
شمارهٔ ۲۰
کس را چه خبر تا چه عمل راندهاند
شمارهٔ ۲۱
افسوس که فرسودهٔ بیهوده شود
شمارهٔ ۲۲
بر هیچ مکن قرار و در منزل باش
شمارهٔ ۲۳
هر کار که کرده شد بهم درنکشند
شمارهٔ ۲۴
هر چیز که دادند مسلم دادند