دفتر شعر
۴۳ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱
در خاک فتادنت یقین خواهد بود
شمارهٔ ۲
در ملک تو ماه تا به ماهی آمد
شمارهٔ ۳
قسم تو دو گز مغاک خواهد بودن
شمارهٔ ۴
وز راه زیان و سود برخواهی خاست
شمارهٔ ۵
بفکن همه پاک، بو که پاکت فکنند
شمارهٔ ۶
فارغ ز طلسم جسم و جان خواهی زیست
شمارهٔ ۷
گاهی به عصا و دلق خواهی آویخت
شمارهٔ ۸
بر خاک گذشتگان مجاور گشتی
شمارهٔ ۹
چندانک روی هراس داری در پی
شمارهٔ ۱۰
فارغ منشین تمام بردار وبرو
شمارهٔ ۱۱
هر فتنه که ساکن است انگیخته گیر
شمارهٔ ۱۲
زلف همه دلبران کشیدی و شدی
شمارهٔ ۱۳
وز آرزوی روی بتان در تفتی
شمارهٔ ۱۴
تا از دو جهان به یک نفس برنامد
شمارهٔ ۱۵
تا حشر ز قال و قیل خود باز رهند
شمارهٔ ۱۶
از بس که غمم ذخیره میباید کرد
شمارهٔ ۱۷
آن بِه که ز اندیشهٔ خود پاک شوی
شمارهٔ ۱۸
می خاک شوند در غم خاک هنوز
شمارهٔ ۱۹
خود را میبین ز مرگ مهجور ازو
شمارهٔ ۲۰
از حکم ازل رای ابد آورده
شمارهٔ ۲۱
از خار دریغ پر شود گلشن ما
شمارهٔ ۲۲
بس جان که به رای سوختن بیش کشید
شمارهٔ ۲۳
از هر مویش چشمه خون بر میخاست
شمارهٔ ۲۴
فرّخ دلِ آنکه شاد آمد تا سر