دفتر شعر
۵۰ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱
دُرّ سخنت گنج نهان میبخشد
شمارهٔ ۲
گه رد خاکست جلوه، گه در خونت
شمارهٔ ۳
جاوید همه جهان شکر خواهد جست
شمارهٔ ۴
گاهی به سحر راز نهانم بخشی
شمارهٔ ۵
بیزحمت تن مونس جانم غم تو
شمارهٔ ۶
از جمله بریده گشت پیوستگیم
شمارهٔ ۷
تا این همه گفت و گوی پیدا آمد
شمارهٔ ۸
در هر ورق حسن تو حالی دگرست
شمارهٔ ۹
گِرد درِ تو گشته به سرگردانی
شمارهٔ ۱۰
اندوه تو عین شادمانی جان را
شمارهٔ ۱۱
درمان چکنم درد تو درمانم بس
شمارهٔ ۱۲
چون شمع ز تو سوخته میمانم باز
شمارهٔ ۱۳
بنشینم و خوش همی خورم خون غمت
شمارهٔ ۱۴
در عشق تو نیست هیچ کس همراهم
شمارهٔ ۱۵
درمانِ من عاشق سرگردان بود
شمارهٔ ۱۶
بس سر که بر تو تیغ میداشتیی
شمارهٔ ۱۷
ملک غم تو به ملکت جم ندهم
شمارهٔ ۱۸
در پیرهن و کفن ترا خواهم خواست
شمارهٔ ۱۹
و آواز نیامد ز پس پرده که کیست
شمارهٔ ۲۰
خود را قربان بر سر کوی تو کنند
شمارهٔ ۲۱
دل ترک دو عالم از برای تو کند
شمارهٔ ۲۲
هر دم کاری دگر بر او تابد باز
شمارهٔ ۲۳
وز عشق دلی خون شده در بر دارم
شمارهٔ ۲۴
خاصیت حسن تو جهان آرایی