دفتر شعر
۳۰ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱
ور جمشیدی روی زمینت نرسد
شمارهٔ ۲
شب چند آرم چو شمع با روز آخر
شمارهٔ ۳
خوشتر بودم کز دگری خوش بودن
شمارهٔ ۴
تا نیز به زلفِ دلکشم ناری دست»
شمارهٔ ۵
تا از تو یک آرزو مرا ناید راست
شمارهٔ ۶
شادی وصال بیش و کم ناید راست
شمارهٔ ۷
یک لحظه به عاشقی نمیپردازی
شمارهٔ ۸
جان نیز ز پیشِ کار برخواهد خاست
شمارهٔ ۹
بی حاصلی از فراقِ تو حاصل من
شمارهٔ ۱۰
مینتواند ترا کنون آسان دید
شمارهٔ ۱۱
چون از تو به من رسد مرا یکسان است
شمارهٔ ۱۲
دیوانه و زنجیر گسل خواهی داشت
شمارهٔ ۱۳
وز دوستیت به کام دشمن نگری
شمارهٔ ۱۴
تا پیش از اجل ببینم ای شمع طراز
شمارهٔ ۱۵
سر تا قدم جهان ترا دارم دوست
شمارهٔ ۱۶
خوش خوش چوگل از بادِ هوس در من خند!
شمارهٔ ۱۷
گاهم بنوازی و گه آواز دهی
شمارهٔ ۱۸
بر آتش و چشمم آب پالای هنوز
شمارهٔ ۱۹
در بر کشیم گرچه ترا ننگ آید
شمارهٔ ۲۰
بر یاد تو جملهٔ جهان را بزنم
شمارهٔ ۲۱
تا بوک بود بر من مسکین گذرش»
شمارهٔ ۲۲
دل برد و دمم داد و دلم باز نداد
شمارهٔ ۲۳
دل در برت از سنگ قویتر باشد»
شمارهٔ ۲۴
یک عشوه نداد و بوسه پیوستم داد