دفتر شعر
۴۰ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۲۵
وز نالهٔ او قیامتی برخیزد
شمارهٔ ۲۶
بر هر چه کنی چون و چرا نتوان کرد
شمارهٔ ۲۷
هم فتنهٔآن زلف سیه خواهم بود
شمارهٔ ۲۸
چون گوی روان کرد به هر سوی مرا
شمارهٔ ۲۹
خلقی به هزار دیده بر من بگریست
شمارهٔ ۳۰
بس قصّه که زیر خاک بردم ز غمت
شمارهٔ ۳۱
در درد توام دسترس اندوه تو بس
شمارهٔ ۳۲
چون افتادم ز پرده بیرون چکنم
شمارهٔ ۳۳
بر رشتهٔ جان هزار تاب افتاده است
شمارهٔ ۳۴
در کار کشید بدخوئی تو مرا
شمارهٔ ۳۵
ناسازی این بخت جگرسوز از تست
شمارهٔ ۳۶
برکندن دل ازین جهان میفرمود
شمارهٔ ۳۷
خون دل وآه سحرم بسیارست
شمارهٔ ۳۸
تن نیست که از تو سرنگون مینشود
شمارهٔ ۳۹
در پای غم تو سرنگون است دلم
شمارهٔ ۴۰
چون حلقه منه از در خود بیرونم