دفتر شعر
۴۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱
از حلقهٔ جمع ما کند دریوزه
شمارهٔ ۲
کیست آن که نه از جهانِ ما پرّیدست
شمارهٔ ۳
گنجینهٔ تسلیم و رضا در دل ماست
شمارهٔ ۴
وز گوهر ماست این عظمت در سرِ ما
شمارهٔ ۵
پُر شد ز وجود تاعدم شیوهٔ ما
شمارهٔ ۶
سرمایهٔ ابر و دایهٔ دریا شد
شمارهٔ ۷
با آن که ز صد گهرِ یکی سفته بماند
شمارهٔ ۸
تا از ره عشق نکتهای برگفتیم
شمارهٔ ۹
در پرتوِ او سایهٔ پنهان شدهام
شمارهٔ ۱۰
صد گل به عبارتی برُفتیم و شدیم
شمارهٔ ۱۱
دُرهای طریقت بنسفتیم یکی
شمارهٔ ۱۲
چون بحر،هزار جوش میباید بود
شمارهٔ ۱۳
اعجوبهٔ آخر الزّمانیم امروز
شمارهٔ ۱۴
قصد صفتی نامتناهی دارد
شمارهٔ ۱۵
وین ملک به ماه تا به ماهی ندهم
شمارهٔ ۱۶
وین عز نبودست خسی را هرگز
شمارهٔ ۱۷
بارانِ کمال بر در و بامم ریخت
شمارهٔ ۱۸
گه یک سخنم هزار جان میگیرد
شمارهٔ ۱۹
وز درس وجودم سبقی بنهادم
شمارهٔ ۲۰
از نقل جهان طعم جدا کرد و برفت
شمارهٔ ۲۱
خورشید منور از نکورایی خویش
شمارهٔ ۲۲
جان نیز در انوارِ تجلی بنماند
شمارهٔ ۲۳
جان نیست که این حدیث دریافته نیست
شمارهٔ ۲۴
سبحان اللّه! این چه کمال است تُرا