دفتر شعر
۳۶ شعر در این دفتر
کند تقریر اهل این معانیبجز این قوّت و این زندگانی
مربّی باید ای جان اندر این راهکه او باشد ز سر کار آگاه
چو کردی اربعین اول آغازز هر کس تا توانی پوش آن راز
پس آنگه ساز و ترتیب سفر کنبکلی خویش را از خود بدر کن
سیم را چونکه خواهی کرد آغازتو خود را از تمناها بپرداز
چو کردی اربعین دیگر آغازبکلی خویش را از خود بپرداز
سماع اصلی بزرگست اندرین رهچو یابی سمع دل گردی تو آگه
ز سر بیرون کن انکار ای برادرچو هستی طالب کار ای برادر
گروهی علم ظاهر را بخوانندفروع و اصل او یکسر بدانند
سه کشف است اندرین ره تا بدانیبه علمی و خیالی و عیانی
خداوندا چو توفیقم فزودیره تحقیق را با من نمودی
بسال پانصد و هفتاد و دو چارشهور سال راند در آخر کار