دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۸۷۷
یا رب به طوطیان چه شکرها همیدهند
غزل شمارهٔ ۸۷۸
بستان خوشست لیک چو گلزار بر دهد
غزل شمارهٔ ۸۷۹
وز آسمان سپیدهٔ کافور بردمید
غزل شمارهٔ ۸۸۰
صد بحر سلطنت ز تطاول سراب شد
غزل شمارهٔ ۸۸۱
وین دل دیوانه باز روی به صحرا نهاد
غزل شمارهٔ ۸۸۲
طبل بقا کوفتند ملک مخلد رسید
غزل شمارهٔ ۸۸۳
این دو که هر دو یکیست جز که همان یک مباد
غزل شمارهٔ ۸۸۴
مژده که آن بوطرب داد طربها بداد
غزل شمارهٔ ۸۸۵
دولت بار دگر در رخ ما رو گشاد
غزل شمارهٔ ۸۸۶
بهر رسن بازیش لولیکان آمدند
غزل شمارهٔ ۸۸۷
جان نبرد خود ز شیر روبه کور و کبود
غزل شمارهٔ ۸۸۸
در دل و در دیدهها همچو نظر میرود
غزل شمارهٔ ۸۸۹
ای خنک آن را که او روی شما را ندید
غزل شمارهٔ ۸۹۰
نیم شبی ناگهان صبح قیامت دمید
غزل شمارهٔ ۸۹۱
جلوه گلشن به باغ همچو نگاران رسید
غزل شمارهٔ ۸۹۲
دست بدار از طعام مایده جان رسید
غزل شمارهٔ ۸۹۳
دل سبد آمد مکن هر سقطی در سبد
غزل شمارهٔ ۸۹۴
صورت بستان نهان بوی گلستان بدید
غزل شمارهٔ ۸۹۵
مور فروشد به گور چتر سلیمان رسید
غزل شمارهٔ ۸۹۶
زانک بلندت کند تا بتواند فکند
غزل شمارهٔ ۸۹۷
هر کی خورد خونِ خلق زشت و سیهدل شود
غزل شمارهٔ ۸۹۸
گفت «شهنشه خموش! جانب ما میرود»
غزل شمارهٔ ۸۹۹
باغ مرا نخل و برگ و بار نه این بود
غزل شمارهٔ ۹۰۰
ولی مکش تو چو تیرش که از کمان بگریزد