دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۱۹۸۱
چون زنی بر نام شمس الدین تبریزی بزن
غزل شمارهٔ ۱۹۸۲
قلسن انده یوز در یلنز قنده قلرسن
غزل شمارهٔ ۱۹۸۳
نه بدان کیسه پرزر نه بدین کاسه زرین
غزل شمارهٔ ۱۹۸۴
صدقات تو روان است به هر بیوه و مسکین
غزل شمارهٔ ۱۹۸۵
که ببرد عشق رویت همگی قرار مستان
غزل شمارهٔ ۱۹۸۶
نفسی خراب خود را به نظر عمارتی کن
غزل شمارهٔ ۱۹۸۷
چو حریف نیک داری تو به ترک نیک و بد کن
غزل شمارهٔ ۱۹۸۸
که شد ادریسش قیماز و سلیمان به لبان
غزل شمارهٔ ۱۹۸۹
آنک آموخت مرا همچو شرر خندیدن
غزل شمارهٔ ۱۹۹۰
شد ز تبدیل خدا لایق گلزار فطن
غزل شمارهٔ ۱۹۹۱
وقت آن شد که درآییم خرامان به چمن
غزل شمارهٔ ۱۹۹۲
دم هر ماده خری را چو خران بوی مکن
غزل شمارهٔ ۱۹۹۳
نقل سازد جهت این جگر خسته من
غزل شمارهٔ ۱۹۹۴
رندی از حلقه ما گشت در این کوی نهان
غزل شمارهٔ ۱۹۹۵
اینک آن پردگیانی که خرد چادرشان
غزل شمارهٔ ۱۹۹۶
چه خیالات دگر مست درآید به میان
غزل شمارهٔ ۱۹۹۷
ساکنان را همه سرگشته تواند دیدن
غزل شمارهٔ ۱۹۹۸
به خدا که ز تو آموخت کمر بندیدن
غزل شمارهٔ ۱۹۹۹
جان پی پاره بگیر و جگرم پاره مکن
غزل شمارهٔ ۲۰۰۰
مرگ بر من شده بیتو مثل شهد و لبن
غزل شمارهٔ ۲۰۰۱
که دمم بیدم تو چون اجل آمد بر من
غزل شمارهٔ ۲۰۰۲
آنچ ممکن نبود در کف او امکان بین
غزل شمارهٔ ۲۰۰۳
غزل شمارهٔ ۲۰۰۴
برکش آن تیغ چو پولاد و بزن بر سرشان