دفتر شعر
۳۸ شعر در این دفتر
روزی از صبح فتح نورانیآسمان بر گشاده پیشانی
چونکه بهرام شد نشاطپرستدیده در نقشِ هفت پیکر بست
چو گریبان کوه و دامن دشتاز ترازوی صبح پر زر گشت
چونکه روز دوشنبه آمد شاهچتر سرسبز برکشید به ماه
روزی از روزهای دیماهیچون شبِ تیر مه به کوتاهی
چارشنبه که از شکوفه مهرگشت پیروزهگون سواد سپهر
روز پنجشنبه است روزی خوبوز سعادت به مشتری منسوب
روز آدینه کاین مقرنس بیدخانه را کرد از آفتاب سپید
چون به تثلیث مشتری و زحلشاه انجم ز حوت شد به حمل
شه چو تنگ آمدی ز تنگی کاریکسواره برون شدی به شکار
اولین شخص گفت با بهرامکای شده دشمن تو دشمن کام
چون زمین از گلیم گرد آلودسایه گل بر آفتاب اندود
لعل پیوند این علاقه دُرکز گهر کرد گوش گیتی پر
چون فروزنده شد به عکس و عیارنقد این گنجهخیز رومیکار