دفتر شعر
۳۵ شعر در این دفتر
تا چشم تو عشوهساز خواهد بودنصد دلشده عشقباز خواهد بودن
ای همنفس چند، که یارید به منعاشق شدهام، مرا گذارید به من
کس نیست انیس دل غمپرور منتا پاک کند اشک ز چشم تر من
مسکینم و کوی عاشقی منزل منمسکین من و دیگر دل بیحاصل من
دور از تو صبوری نتواند دل منوصل تو حیات خویش داند دل من
سبحانالله! چه شکل موزونست این؟از هرچه گمان برند افزونست این
بگداختم از دست جفا کردن تواینست طریق بنده پروردن تو؟
نقش تو اگر نه در مقابل بودیکارم ز غم فراق مشکل بودی
گه در پی آزار دل رنجوریگه بر سر بیداد من مهجوری
در پنجهٔ غیر پنجه کردن تا کی؟سیم از پولاد رنجه کردن تا کی؟
با هر که نشینی و قدح نوش کنیاز رشک مرا خراب و مدهوش کنی