دفتر شعر
۴۸ شعر در این دفتر
ای ماه برآمدی و تابان گشتیگرد فلک خویش خرامان گشتی
لئن ساءنی ان نلتنی بمساءةفقد سرّنی انّی خطرت ببالک
ما را غم آن غمزه غماز خوش استوز چون توبتی کشیدن ناز خوش است.
تا تو اندر بند رنگ و طبع و چرخ و کوکبیکی بود جائز که گویی دم قلندروار زن
با دل همه شب حدیث تو میگویمبوی تو ز هر باد سحر میجویم
آن را که وصال یار دلبر بایداز خویشتنش فراق یکسر باید.