دفتر شعر
۹۵ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱
بآکج کشیدند کشتیش را
شمارهٔ ۲
زن بد کنش نام او ماشلا
شمارهٔ ۳
چه مایه شبه شد به لوقاریا
شمارهٔ ۴
کخ در کار عذار چه سازد فریب
شمارهٔ ۵
چو جنبنده گردد شود نیکبخت
شمارهٔ ۶
چو افکنده شد دست عذرا گرفت
شمارهٔ ۷
مر این خیم های و را چاره جست
شمارهٔ ۸
بروز رش از ماه اردیبهشت
شمارهٔ ۹
بجسم اندرون جنبش از خون اوست
شمارهٔ ۱۰
همی مردم افکند چون پیل مست
شمارهٔ ۱۱
رسیدند نزدیکی آبخوست
شمارهٔ ۱۲
بتندید شاخ برآور درخت
شمارهٔ ۱۳
دلم چون دل تو بکفشیر نیست
شمارهٔ ۱۴
هوا چون مغ آتش پرستی گرفت
شمارهٔ ۱۵
همی زان تست و ترا زوست خنج
شمارهٔ ۱۶
کشیدند از کوه تا کوه نخ
شمارهٔ ۱۷
سخن بر زبان ردان آورد
شمارهٔ ۱۸
بزد دست و چشم ادانوش کند
شمارهٔ ۱۹
سرو قامتش بر زمین پخچ کرد
شمارهٔ ۲۰
ازو خاک پی خسته (خوسته) را رنج بود
شمارهٔ ۲۱
فراخای گیتی برو تنگ بود
شمارهٔ ۲۲
ز بر بر سوی زیفنون آمدند
شمارهٔ ۲۳
فلقراط شه را برادرش بود
شمارهٔ ۲۴
چه مردی بود کز زنی کم بود