دفتر شعر
۹۵ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۷۳
بود راندن تعبیه بی نظام
شمارهٔ ۷۴
نه همچون منی دلت مانده بغم
شمارهٔ ۷۵
یکی شهریار اندرو شادکام
شمارهٔ ۷۶
شود استواری ز روزن برون
شمارهٔ ۷۷
کروتیس بدنام [و] شهری گزین
شمارهٔ ۷۸
که کار من و تو بود همچنان
شمارهٔ ۷۹
نسازد ز ریکاشه کس پوستین
شمارهٔ ۸۰
از آن برز و بالا و اورنگ او
شمارهٔ ۸۱
بیک ره برآمد ز هر دو غریو
شمارهٔ ۸۲
ندارد بترفند او هیچ تیو
شمارهٔ ۸۳
دو خفته سه باشند برخاسته
شمارهٔ ۸۴
شود پرّ زاغش چو پرّ خروه
شمارهٔ ۸۵
بیامد بنزدیک رخشنده ماه
شمارهٔ ۸۶
چه نیکو بود گاه را شاه و ماه
شمارهٔ ۸۷
برفت و شدند آن بآیین گروه
شمارهٔ ۸۸
همه چنگ شاهین دل گودره
شمارهٔ ۸۹
نه بگسست از چشم او نایزه
شمارهٔ ۹۰
بر حجرۀ وامق نیکخواه
شمارهٔ ۹۱
به آذار طوس آن حکیم ذکی
شمارهٔ ۹۲
که بسیار گردد بیکبار اوی
شمارهٔ ۹۳
که رنجه نبودی درو آب جوی
شمارهٔ ۹۴
بود نام بتخانه ار بشنوی
شمارهٔ ۹۵
مرا نیز مرو ای فرخنده ای