دفتر شعر
۳۴ شعر در این دفتر
ای شاه اگر سکندر دیدی حُسام تواز سنگ و روی و آهن سدی نساختی
بیار آن می که پنداری روان یاقوت نابستیو یا چون برکشیده تیغ پیش آفتابستی
فخر کردی که نسب داری از آباء کرامهمه مشهور به جود و کرم و آزادی
ای شاه ز شاهان که کند آنچه تو کردیدر ملک به شاهی ز همه شاهان فردی
به سعی همت خویش ای اجل مؤید دینخجسته دولت و پیروز اخترم کردی
کردم اندر فتح غزنین ساحری در شاعریکرد پرگوهر دهانم پادشاه گوهری
بخور ای سیدی به شادی و نازهرکجا نعمتی به چنگ آری
ای بار خدایی که خداوند جهانیلشکر شکن و ملک ده و ملک ستانی
ای شاه عطا بخش که بخشندهتر از توچشم فلک پیر ندیدهست جوانی
مرا از پی خدمت شاه بایددل و دیده و عمر و جان و جوانی