دفتر شعر
۳۱ شعر در این دفتر
هر کرا قربت تو بیشترستدانک او از همه درویشترست
هر خردمند که او را درم و سیم بودخویشتن خوش بخورد یا نه ، نگاهش دارد
بس پراکنده و پریشانمره فراکار خود نمی دانیم
ای ز وصف مکارمت قاصرهر فصیحی و مدحتآرایی
خیز تا زار و گریه برگیریمخوش بگرییم و یه در گیریم
شگرف برگ نها دست دررزان انگوردر خزانه گشادست بر خزان انگور
گشاده در مه مهراز رخان نقاب انگورنموده عِقد پر از لؤلؤ خوشاب انگور