دفتر شعر
۳۴ شعر در این دفتر
به نام پادشاه پادشاهانسرافرازی ده صاحب کلاهان
الهی بلبل این بوستانممکن عاجز ز وصف گل زبانم
خوشا کشمیر و خاک پاک کشمیرکه سر بر زد بهشت از خاک کشمیر
چرا افسردهای قدسی و دلگیر؟نظر بگشای، کشمیرست، کشمیر!
به کشمیر اعتقاد ما درست استولی ایمان به راهش سخت سست است
اگر این است نزهتگاه کشمیرهزاران جان فدای راه کشمیر!
مرا باغ فرحبخش است منظورندارم آرزوی روضه حور
ز باغ فیضبخشم دل بود شادکز ایام جوانی میدهد یاد
بود برجی به باغ شاهزادهکه با قردش بود گردون پیاده
دلت را گر هوای انبساط استنشاط عمر در باغ نشاط است
ندارد دهر، جای دل فروگیربه از باغ جهانآرای کشمیر
صفای بوستان صادقآبادز فیض صبح صادق میدهد یاد
بود باغ جنان باغ الهیبچین زو کام دل چندان که خواهی
بهشت جاودانی نورباغ استکه این معموره را چشم و چراغ است
ز دریا باغ بحرآرا نمایانچو از آیینه، عکس روی جانان
بود جام جهانبین گرچه پرنورندارد نور تالاب صفاپور
کند طاووس کشتی بر هما نازکه جا در زیر چترش کرده شهباز
اگر عمر ابد خواهی در ایامز آب چشمه اچول طلب، کام
چو آمد سوی باغ بیگمآبادصبا در رعشه جاوید افتاد
چو آمد سوی باغ آصفآبادسلیمان ملک خود را رونما داد
خَضِر سرچشمه ورناک جویدکه دست از چشمه حیوان بشوید
مرا این نغمه مالد دم به دم گوشکه بلبل در چمن عیب است خاموش
در باغ بهشت است این که الحالبرآورده به سنگش، پیرپنجال
کف قدرت پس از مقصود ایجادجهان را زینت از شاه جهان داد