دفتر شعر
۴۱ شعر در این دفتر
گفته یزدان سه فرقه است بشرنیست فردی ازین سه فرقه، به در
سرور آگهان هر دو سراخفته گفته ست خلق دنیا را
هرچه ادراک آن حواس کندروح از آن شربتی به کان کند
غفلت از خویش داشت بی خبرتما کشیدیم پرده از نظرت
هست میزان عبارت از معیارپی تشخیص پایه و مقدار
ز ابتدای حدوث خود انسانتا به هنگام رفتنش ز جهان
آخرت جنّت است یا نار استکشته ات یا گل است یا خار است
کامل افتد چو جوهر انسانبا نبی و ولی بود به عیان
سبب اختلاف در ادیانحسد است و عداوت و طغیان
مهبط وحی، مصطفی فرمودکه مرا پیر کرد سورهٔ هود
چونکه ایمان و کفر اقسام استدانش جمله شرط اسلام است
ذکر مستضعفین در استثناشاهد است و به مدعاست گوا
هست بر فسق، حمل کفر سزایترک حج را شمرده کفر، خدای
ای نوازندهٔ دل رنجوراز تو هر داغ، یک نمکدان شور
سر همّت فشانیی که بجاستدامن افشاندن از دنی دنیاست
یاد می آیدم ز عهد پدرروّح الله، روحه الاطهر
شکر لله که هفته ای مهلتیافتم از حیات کم فرصت