دفتر شعر
۵ شعر در این دفتر
بوی آن موی معبر باز برد از هوش ما رایار مستی میکشند این میکشان بر دوش ما را
از دست گلچین بیروی گل ماندچون پای بلبل در دیدهام خار
نزدیک شد که مردم چشمم به جای اشکدر انتظار دوست به دامن روان شود
این قامت رعنای تو این خانۀ ویران منسرو سرای روستا طاووس خانۀ خار کن
گرچه دانم ز اشک خونباران منلاله خواهد رست از بستان من