گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۳۷۶
به این فقیر دعاگوی بی کس و بی چیز
شمارهٔ ۳۷۷
ز بیدلی اجل از درد ما کند پرهیز
شمارهٔ ۳۷۸
من که از تن جان و جانان را ز جان سازم قیاس
شمارهٔ ۳۷۹
بیگانه را یگانه شو و آشنا شناس
شمارهٔ ۳۸۰
ما گذشتیم ز جان صورت جان ما را بس
شمارهٔ ۳۸۱
دستگیر دست کوتاهان گریبان است بس
شمارهٔ ۳۸۲
هر که چون صبح زند خنده به خود نیم نفس
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶
ره دیولاخ و قافله بی مقصد و مرام
شمارهٔ ۳۸۳
طالع بیدار خود را بین ز خواب ما مپرس
شمارهٔ ۳۸۴
زنهار که از دیده تمنا نکند کس
شمارهٔ ۳۸۵
معشوق پریشان نظری را چه کند کس
شمارهٔ ۳۸۶
آن جام که سرشار نباشد چه کند کس
شمارهٔ ۳۸۷
نشیه دیگر می دهد می بر سر می زود باش
شمارهٔ ۳۸۸
بیش از این در قید زلف و پیچش کاکل مباش
شمارهٔ ۳۸۹
شیشه دل کافیست مینا گر نباشد گو مباش
شمارهٔ ۳۹۰
آینه زنگی مجلا گر نباشد گو مباش
شمارهٔ ۳۹۱
دنیا گذران است تو در هم در گذران باش
شمارهٔ ۳۹۲
از صد یکی چو در نظر آید هزار بخش
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷
که با دسیسه و آشوب باز خواهد وام
شمارهٔ ۳۹۳
که سیم ناسره آمد جهان به بازارش
شمارهٔ ۳۹۴
خیالی غیر جانبازی نباشد در شهیدانش
شمارهٔ ۳۹۵
نشاند سرو را در خاک اول تیر مژگانش
شمارهٔ ۳۹۶
رم یاد می دهد به غزال آرمیدنش
شمارهٔ ۳۹۷
بالا برآید آب لطافت ز گردنش