گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۴۳۱
داغ نومیدی است زیب گوشه دستار عشق
شمارهٔ ۴۳۲
پیداست کار عقل و هویداست کار عشق
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱
عیب خود را مکن ایدوست ز خود پنهان
شمارهٔ ۴۳۳
سر مانده کوه قاف در این ره به پای عشق
شمارهٔ ۴۳۴
روی خود را هم نمی بینم دگر چون روی خلق
شمارهٔ ۴۳۵
لعلی است که کردند برون از جگر خاک
شمارهٔ ۴۳۶
به هوای لب شکرشکنت پنجه تاک
شمارهٔ ۴۳۷
دیده ای کو که نباشد ز جفایش نمناک
شمارهٔ ۴۳۸
آینه دار طلعتش هفت زمین و نه فلک
شمارهٔ ۴۳۹
کی شود آسان شما را حل این مشکل ز سنگ
شمارهٔ ۴۴۰
اهل دل را از لباس پاره نبود عار و ننگ
شمارهٔ ۴۴۱
می برد روی نکویان ز دل آینه زنگ
شمارهٔ ۴۴۲
که آب بی توحرام است باده با تو حلال
شمارهٔ ۴۴۳
چار دیواری است بر پا لیک در دست خیال
شمارهٔ ۴۴۴
هر چه افتد در کف دریا بود رزق حلال
شمارهٔ ۴۴۵
دگر به گوشه دل کم رسیده پای خیال
شمارهٔ ۴۴۶
گردون مثال طاق روانی ز دود دل
شمارهٔ ۴۴۷
حال دنیا و مافیها کنی در کار دل
شمارهٔ ۴۴۸
جلوه قامت او آه نماند در دل
شمارهٔ ۴۴۹
سرها شکسته بر سر آیین و دین دل
شمارهٔ ۴۵۰
هر تار کفر زلف او پیچیده ایمان در بغل
شمارهٔ ۴۵۱
بلبل شده سرمست ز بوی عرق گل
شمارهٔ ۴۵۲
جز عندلیب نیست کسی آشنای گل
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳
تهی از سبزه و گل راغ و گلشن