گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۱۲۹
گه مضطرب و گاه صبورم از تو
تا به کی جان کندن اندر آفتاب ای رنجبرریختن از بهر نان از چهر آب ای رنجبر
شمارهٔ ۱۳۰
نی چون کاغذ ز باد بالاپر شو
شمارهٔ ۱۳۱
چون رشته ز تاب خویش بی تاب مشو
شمارهٔ ۱۳۲
ای داده به تن نقد روان جانان کو
شمارهٔ ۱۳۳
تا بتوانی تو ناتوان باشی به
شمارهٔ ۱۳۴
آمد به کنار از میان نارفته
شمارهٔ ۱۳۵
هر سو طفل و جوان و پیر افتاده
شمارهٔ ۱۳۶
با من خبر از مقام اعراف بده
شمارهٔ ۱۳۷
گفتا که بگیر ای ز من رنجیده
شمارهٔ ۱۳۸
از پا افتاده ای برد مرحله ای
شمارهٔ ۱۳۹
بر درد کسی هیچ تو درمان نشدی
ای گربه ترا چه شد که ناگاهرفتی و نیامدی دگر بار
شمارهٔ ۱۴۰
گه ناز به خود دارد و گه با دگری
شمارهٔ ۱۴۱
تا مهر نورزی تو وفا را چه شناسی
شمارهٔ ۱۴۲
دیو است به نیک و دد بود با نیکی
شمارهٔ ۱۴۳
تا فهم کند معنی آن زان معنی
شمارهٔ ۱۴۴
سیر فلک و ستاره و مه نکنی
شمارهٔ ۱۴۵
گفتا همه عیب من به من موی به موی
شمارهٔ ۱۴۶
اندر غمت ای سرو قد رعنایی
شمارهٔ ۱
که این ز جمله ویرانه های آن شهر است
شمارهٔ ۲
لب پیاله کجا و زبان شانه کجا
ای مرغک خرد ز اشیانهپرواز کن و پریدن آموز
شمارهٔ ۳
گرفته است سعیدا از آن زبان صدف