گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۴۵
زو چشمۀ خضر در زمان بگشاید
شمارهٔ ۴۶
نه همچو زنان رخ بخضاب آراید
شمارهٔ ۴۷
وز ابر طراوتی به تن می آید
شمارهٔ ۴۸
وز تیغ کبود تو بجنبد گوهر
شمارهٔ ۴۹
از دیده به لؤلؤ و ز رخسار به زر
شمارهٔ ۵۰
در حشر ز خون من نپرسد داور
شمارهٔ ۵۱
خورشید شود همان به شادی بیدار
شمارهٔ ۵۲
بر مرکب تازی فگنی زین افزار
شمارهٔ ۵۳
و اکنون پس ازین سرد بود ماه چهار
شمارهٔ ۵۴
بیدار نمی شوی ز خواب پندار
شمارهٔ ۵۵
وانگه اثر خزان برو کرد گذار
شمارهٔ ۵۶
فرمود مرا پرستش خویش به قهر
شمارهٔ ۵۷
وآن شد که مرا بود به روی تو نیاز
شمارهٔ ۵۸
بر تو ز نماز و روزه رنجیست دراز
شمارهٔ ۵۹
در بند بلا ماندم و در دام گداز
شمارهٔ ۶۰
تا با تو چنان شدم که بودم زآغاز
شمارهٔ ۶۱
باز این دلم آن گداز می جوید باز
شمارهٔ ۶۲
وافگند میان ما دو تن هجر دراز
شمارهٔ ۶۳
چون بنشینم غم فراق تو نه بس
شمارهٔ ۶۴
گویم پس ازین دروغ بی معنی بس
شمارهٔ ۶۵
سفتی جگر مرا به درد الماس
شمارهٔ ۶۶
دل زان دو لب لعل تو می باید غیش
شمارهٔ ۶۷
از شهر به باغ با دلی پر غم و داغ
شمارهٔ ۶۸
بر شاخ امید ما نه بر ماند و نه برگ