گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۲۲۱
در منصب وزارت دستور شهریار
شمارهٔ ۲۲۲
و آن روزگار تیره که بر من گذشت پار
شمارهٔ ۲۲۳
فرخ آن صاحب که باشد اختیار شهریار
شمارهٔ ۲۲۴
مرحبا این بزم فرخ وین مبارک شهریار
شمارهٔ ۲۲۵
این جهان هرگز مباد از شاه عالم یادگار
شمارهٔ ۲۲۶
دوربین و نیک دان باشد چو پیش آید ش کار
شمارهٔ ۲۲۷
سر پر خمار دارم از آن چشم پر خمار
شمارهٔ ۲۲۸
ابر آمد و پیچید قصب بر سر کهسار
شمارهٔ ۲۲۹
ای به شاهی از ملک سلطان جهان را یادگار
شمارهٔ ۲۳۰
گر کوته است کوتهی از وی عجب مدار
شمارهٔ ۲۳۱
از علم و عقل و فضل بر او برگ و شاخ و بار
شمارهٔ ۲۳۲
آن لب جان پرور و زلف جهان آشوب یار
شمارهٔ ۲۳۳
نیست کس را نزد آن یاقوت شکر بار بار
شمارهٔ ۲۳۴
بر سر آورده ز قعر خویش در شاهوار
شمارهٔ ۲۳۵
دیبای هفت رنگ بپوشید کوهسار
شمارهٔ ۲۳۶
مفره س زنگارگون برداشتند از مرغزار
شمارهٔ ۲۳۷
بختم اندر راه مونس گشت و اندر شهر یار
گل و مه است همانا شکفته عارض یارکه گونه گل و نور مهش بود هموار
شمارهٔ ۲۳۹
نهاد بر سرم آن چشم پرخمار خمار
شمارهٔ ۲۴۰
وز دور آسمان تن تو گشته پر نگار
شمارهٔ ۲۴۱
آفتاب بی زوال است این مبارک شهریار
شمارهٔ ۲۴۲
ندانی جز بدی کردن دگر کار
شمارهٔ ۲۴۳
چند باشد جزع من بر کهربا بیجاده بار
شمارهٔ ۲۴۴
میر بزرگوار به عید بزرگوار