گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۴۴۵
که صفت جز به وصل نتوان کرد
شمارهٔ ۴۴۶
ز جانب تو رضا نیست عیب نتوان کرد
شمارهٔ ۴۴۷
که رند را به ستم توبه باز نتوان کرد
شمارهٔ ۴۴۸
صبر از این بیش که من می کنم ایوب نکرد
شمارهٔ ۴۴۹
نبود مرد اگرچه باشد مرد
شمارهٔ ۴۵۰
بسیار چون ترا که سزا در کنار کرد
شمارهٔ ۴۵۱
پیغام یوسف ناگهان نزدیک یعقوب آورد
شمارهٔ ۴۵۲
از مسجد و محراب و مناجات برآورد
شمارهٔ ۴۵۳
یک هفته بهانه می توان کرد
شمارهٔ ۴۵۴
پدر تعلیم در دیوانگی کرد
شمارهٔ ۴۵۵
یوسف جان را ز قعر چاه بگیرد
شمارهٔ ۴۵۶
یاری چو من اختیار گیرد
شمارهٔ ۴۵۷
مفارقت ز میان من و تو برگیرد
شمارهٔ ۴۵۸
هرگز قدم از بیم خطر باز نگیرد
شمارهٔ ۴۵۹
بلای صحبت خوبان بهانه ای گیرد
شمارهٔ ۴۶۰
مرد را از زبر تخت به دار اندازد
شمارهٔ ۴۶۱
گر نقابی که برانداخته باز اندازد
شمارهٔ ۴۶۲
غذای دل مگر از گوشۀ جگر سازد
شمارهٔ ۴۶۳
یاغی شد و بر یرت گه عهد و وفا زد
شمارهٔ ۴۶۴
رایت دولتم برافرازد
شمارهٔ ۴۶۵
همه ولایت صبر و قرار بر هم زد
شمارهٔ ۴۶۶
بده تا حلال و حرامش بسوزد
شمارهٔ ۴۶۷
کدام دل که ز سر تا قدم بمی سوزد
شمارهٔ ۴۶۸
چنان که جانم از آن سوختن بمی سوزد