گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۶۹۷
ترک خود باید گرفت آن را که باید با منش
شمارهٔ ۶۹۸
کی آرزو کند هوس سینۀ منش
شمارهٔ ۶۹۹
خجل کن نافۀ چین را ز بوی زلف پر چینش
شمارهٔ ۷۰۰
هزار یاد بناگوش و عقد پروینش
شمارهٔ ۷۰۱
برخاست همه جهان به کینش
شمارهٔ ۷۰۲
شرابکی دو سه در خدمتت نکردم نوش
شمارهٔ ۷۰۳
بوسه و می تا سحر با هم روان بوده ست دوش
شمارهٔ ۷۰۴
ای پسر از خویش مگوی و خموش
شمارهٔ ۷۰۵
ندانم یا نغوله بر بنا گوش
شمارهٔ ۷۰۶
می در سر و سر ز می پر از جوش
شمارهٔ ۷۰۷
افکنده دو زلف شست بر دوش
شمارهٔ ۷۰۸
وی دو چشم مستت از من برده هوش
شمارهٔ ۷۰۹
ماهی که به یک غمزه ببرد از دل ما هوش
شمارهٔ ۷۱۰
با قضایی که ز تدبیر برون است مکوش
شمارهٔ ۷۱۱
اگر آدمی زاده ای رخ مپوش
شمارهٔ ۷۱۲
به من ندای فقروا الی الله آمد دوش
شمارهٔ ۷۱۳
بیا تا یک دمت گیرم در آغوش
شمارهٔ ۷۱۴
فرو مایه چون شیره گو بر مجوش
شمارهٔ ۷۱۵
کشته ست مرا و کرده مدهوش
شمارهٔ ۷۱۶
وی جعد تو حلقه گشته بر دوش
شمارهٔ ۷۱۷
آن را که کند با تو شبی دست در آغوش
شمارهٔ ۷۱۸
نیست این بحری که بنشیند ز جوش
شمارهٔ ۷۱۹
خوش وقت سخن وران خاموش
شمارهٔ ۷۲۰
چو دامن بر نمی دارم سر شکرانه از پایش