گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۱۱۴۳
دلا در وفا کوش اگر دوستی
شمارهٔ ۱۱۴۴
چرا پیوند ببریدی چرا سوگند بشکستی
شمارهٔ ۱۱۴۵
یک باره درست برشکستی
شمارهٔ ۱۱۴۶
تا نبودی بر سر ما ننگ هر ناداشتی
شمارهٔ ۱۱۴۷
کز وجود ناقص ما ذره ای نگذاشتی
شمارهٔ ۱۱۴۸
صد بار زبان دادی و یک بار نرفتی
شمارهٔ ۱۱۴۹
ما را ز عاشقی نبود استقامتی
شمارهٔ ۱۱۵۰
نزاری ام شب است آن شب بزن مردانه تاراجی
شمارهٔ ۱۱۵۱
قفل اندیشه ی بی فایده را مفتاحی
شمارهٔ ۱۱۵۲
که در میانه دلم هست کوه فولادی
شمارهٔ ۱۱۵۳
دل بر کن این رهگذر انده و شادی
شمارهٔ ۱۱۵۴
که سقف معرفت را ساختم زان نغز بنیادی
شمارهٔ ۱۱۵۵
که وحدت نبودست بی اتحادی
شمارهٔ ۱۱۵۶
بس از عشوه بازآ که از حد ببردی
شمارهٔ ۱۱۵۷
فضای کلبه ما جنتی دگر کردی
شمارهٔ ۱۱۵۸
وز دوست به ما پیامی آوردی
شمارهٔ ۱۱۵۹
شراب مروق بسی نوش کردی
شمارهٔ ۱۱۶۰
قدم به کلبه ما رنجه ناگهان کردی
شمارهٔ ۱۱۶۱
بر سر کشته ی هجران گذری می کردی
شمارهٔ ۱۱۶۲
بعد چندین که دوستی کردی
شمارهٔ ۱۱۶۳
چه گناه کردم آخر که خلاف عهد کردی
شمارهٔ ۱۱۶۴
غم تو چند خورم بس که خون من خوردی
شمارهٔ ۱۱۶۵
وی خلد جاودانی از کوچه تو گردی
شمارهٔ ۱۱۶۶
ام شب بیا و باز رهان بازم از خودی