گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۹۸
وز باده و گل مجلس احباب خوش است
شمارهٔ ۹۹
دایم ز پی شعله تکاپوی خوش است
شمارهٔ ۱۰۰
خرسند به مقصود رسان از خویش است
شمارهٔ ۱۰۱
اما گهر شناخت خاص الخاص است
شمارهٔ ۱۰۲
تیرت گذرا یک سر تیر از هدف است
شمارهٔ ۱۰۳
بی ملک و درم شه چو گدا بی برگ است
شمارهٔ ۱۰۴
از دست تهی به آسمان در جنگ است
شمارهٔ ۱۰۵
هرکس که بدی نمی کند کم خجل است
شمارهٔ ۱۰۶
وز شوق چه گویم از ادا معلوم است
شمارهٔ ۱۰۷
اظهار هنر کاستن جان و تن است
شمارهٔ ۱۰۸
گو فرع مباش تو چو اصلش کهن است
شمارهٔ ۱۰۹
این دعوی را چه حاجت برهان است
شمارهٔ ۱۱۰
بر ذات صمد هر احدی برهان است
شمارهٔ ۱۱۱
بیم از کشتن شیوه روزردان است
شمارهٔ ۱۱۲
نیکوست اگر خلوت اگر انجمن است
شمارهٔ ۱۱۳
بر چرخ هلال حلقه در گوش من است
شمارهٔ ۱۱۴
صوفی گوید کشف و کرامات به است
شمارهٔ ۱۱۵
وز هرچه گمان برم خیال تو به است
شمارهٔ ۱۱۶
ور سوی تو هر دل نبرد راه به است
شمارهٔ ۱۱۷
از داغ جگر چراغم افروخته است
شمارهٔ ۱۱۸
درویش سر کوی فنا خواسته است
شمارهٔ ۱۱۹
هر برگ گلی به گلشنی آینه است
شمارهٔ ۱۲۰
رشکش نبود وگر بود بی دردست
شمارهٔ ۱۲۱
نتوان گفتن کس به جهان بی دردست