گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۳۸۵
وز درد نیفتاده به روز شب تار
شمارهٔ ۳۸۶
سر در پی چشم خویش زنهار مدار
شمارهٔ ۳۸۷
بی آیینان شوند بی آیین تر
شمارهٔ ۳۸۸
پوشیدن کار ناصواب اولی تر
شمارهٔ ۳۸۹
چون سیل که بگذرد بهاران مگذر
شمارهٔ ۳۹۰
خوش آن که برد راه سبکسار به سر
شمارهٔ ۳۹۱
بی پا نشوم ز شغل بسیار به سر
شمارهٔ ۳۹۲
بی نور حضور دوست دل را چه حضور
شمارهٔ ۳۹۳
کز جهل مرکب برهد نفس غیور
شمارهٔ ۳۹۴
تنگ آمده عرصه صدف بر گوهر
شمارهٔ ۳۹۵
گیرد قلم از تیغ زبانم گوهر
شمارهٔ ۳۹۶
نگذشته مرا دشمنی کس به ضمیر
شمارهٔ ۳۹۷
عشق است به طعمه ای رضامند چو شیر
شمارهٔ ۳۹۸
بر حرف درشت واعظان خرده مگیر
شمارهٔ ۳۹۹
در سلسله افتاده ام از نقش حصیر
شمارهٔ ۴۰۰
بشنو اگرت گوش بود پند پذیر
شمارهٔ ۴۰۱
یک دانه ز سبحه تو خورشید منیر
شمارهٔ ۴۰۲
یک جای به آتش رس و یک جا درگیر
شمارهٔ ۴۰۳
ای کاش اجل کند به سویم پرواز
شمارهٔ ۴۰۴
گو سفله به نان گندم خود می ناز
شمارهٔ ۴۰۵
وز کوتاهی کرده خرد پای دراز
شمارهٔ ۴۰۶
با چرخ چه چاره از جدل کردن ساز
شمارهٔ ۴۰۷
این نغمه خوش است لیک در پرده ساز
شمارهٔ ۴۰۸
چون چرخ نباشد دل دانا عاجز