گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۴۸۳
یا رب به کجا فتم کجا برخیزم
شمارهٔ ۴۸۴
وز آتش دل کباب گردد نفسم
شمارهٔ ۴۸۵
روزی کند از عمر تو هر شامی کم
شمارهٔ ۴۸۶
وصلش دارد به خود نکو نزدیکم
شمارهٔ ۴۸۷
این بس بود از ساده دلی ماحصلم
شمارهٔ ۴۸۸
زود از نظر افکند بت خودکامم
شمارهٔ ۴۸۹
یا تازه به معنی و به صورت کهنم
شمارهٔ ۴۹۰
گر می نبود دل به چه خرسند کنم
شمارهٔ ۴۹۱
گه تکیه به عفو بخشش اندیش کنم
شمارهٔ ۴۹۲
هرچند کزان حیرت خود بیش کنم
شمارهٔ ۴۹۳
وز محنت آینده شکایت نکنم
شمارهٔ ۴۹۴
لب بر لب خم چو خشت و مستی نکنم
شمارهٔ ۴۹۵
بندد به سلاسل تموج پایم
شمارهٔ ۴۹۶
وز روز ازل جدا ز هم کم بودیم
شمارهٔ ۴۹۷
در بزم تو جای بر حواشی داریم
شمارهٔ ۴۹۸
شد کشته چراغ دلم ای عهدشکن
شمارهٔ ۴۹۹
زنهار که هرگاه شوی گرم سخن
شمارهٔ ۵۰۰
از خلق بد و نیک تو باشد پنهان
شمارهٔ ۵۰۱
هر طایفه گفته صد دلیل و برهان
شمارهٔ ۵۰۲
خالی نبود ز نور حق هیچ زمان
شمارهٔ ۵۰۳
افروختن شمع محبت نتوان
شمارهٔ ۵۰۴
علت نشود عفو برای عصیان
شمارهٔ ۵۰۵
عاشق نبود بر دل معشوق گران
شمارهٔ ۵۰۶
روشن نشود چراغ ازین سخت دلان