گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۸۱۰
چون خسته بی مرهم مجروح و نگار افتم
شمارهٔ ۸۱۱
سایلان را دوست میدارد کریم
شمارهٔ ۸۱۲
عاشق زار دگر میطلبد دانستم
شمارهٔ ۸۱۳
گر ازوه باشدم آزار ز حق بیزارم
شمارهٔ ۸۱۴
مشکین نفس برآمد آن دم ز سینه دودم
شمارهٔ ۸۱۵
داغ هجران جان تنها برنتابد بیش ازین
شمارهٔ ۸۱۶
سودای آن زلف سیه از سر نمی آید برون
شمارهٔ ۸۱۷
شیرین حکایتیست که گوید شکر سخن
شمارهٔ ۸۱۸
دشمن چه تواند کرد چون دوست بود با من
شمارهٔ ۸۱۹
نیستی غایب زمانی از دل من جان من
شمارهٔ ۸۲۰
منت خاک درت باز نهد بر سر من
شمارهٔ ۸۲۱
بر خود درست کردی عهد و وفا شکستن
شمارهٔ ۸۲۲
از تو پر شادی جهان عاشقان
شمارهٔ ۸۲۳
داغ عشقت نشان سوختگان
شمارهٔ ۸۲۴
دل من عاشق نام تو زبان نیز چنان
شمارهٔ ۸۲۵
تا چه آید بعد از این بر جان عم پرورد من
شمارهٔ ۸۲۶
از داغ تو هم رهیة نتوان
شمارهٔ ۸۲۷
در وصلت گوهر نایاب گفتن میتوان
شمارهٔ ۸۲۸
نشان پای نو آزرده نظر کردن
شمارهٔ ۸۲۹
سخنگو قند را بازار بشکن
شمارهٔ ۸۳۰
بعد ازین خون خواهد از چشم گهربار آمدن
شمارهٔ ۸۳۱
مگر این نکته رنگین نپسندید ز من
شمارهٔ ۸۳۲
بازآ که دل شود ز وصال تو شادمان
شمارهٔ ۸۳۳
ترک از ده رفت و سهم او نرفت از ده برون