گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۱۹۱
خوابگاه من چو چشمت طاق محراب آمده ست
شمارهٔ ۱۹۲
جز آیین جفا هرگز ندیده ست
شمارهٔ ۱۹۳
گر زانکه بگیرد دلت از ما عجبی نیست
شمارهٔ ۱۹۴
جز دل خود کین زمان هم از غمت آزاد نیست
شمارهٔ ۱۹۵
جز فقیری و دردمندی نیست
شمارهٔ ۱۹۶
هرگزت رحمی چرا بر عاشق دلتنگ نیست
شمارهٔ ۱۹۷
نیست یک دل که ز عشق تو در او چاکی نیست
شمارهٔ ۱۹۸
درین حرف شگرف اصلا شکی نیست
شمارهٔ ۱۹۹
چه جای چین که در روی زمین نیست
شمارهٔ ۲۰۰
چو شمع روی تو ماه آفتاب پرتو نیست
شمارهٔ ۲۰۱
خانه چه کار آیدم یار چو همخانه نیست
شمارهٔ ۲۰۲
نقد دو کون در ره یار یگانه باخت
شمارهٔ ۲۰۳
به یک خنده صد کشته را زنده ساخت
شمارهٔ ۲۰۴
که یار کار جگر خستگان غمزده ساخت
شمارهٔ ۲۰۵
با عاشقان غمزده اسباب جنگ ساخت
شمارهٔ ۲۰۶
واندوه گاه گاه مرا جاودانه ساخت
شمارهٔ ۲۰۷
نسیم در سر زلف بنفشه تاب انداخت
شمارهٔ ۲۰۸
قرص خورشید شد و سایه بر این خاک انداخت
شمارهٔ ۲۰۹
شعله آهم چو پروانه ملک را پر بسوخت
شمارهٔ ۲۱۰
دلم را تاب و جانم را تب آموخت
شمارهٔ ۲۱۱
طره افشاندی که ریزد گرد مشک ناب ریخت
شمارهٔ ۲۱۲
بر بیاض صفحه خورشید مشک ناب ریخت
شمارهٔ ۲۱۳
سرشک از دیده پر نم فرو ریخت
شمارهٔ ۲۱۴
زد طعنه جاهلی که فلان از قضا گریخت