گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰
از بدشان چهر جان پاک بگردان
شمارهٔ ۴۲۳
نشین به روی حصیر ای دلا و زر می باف
شمارهٔ ۴۲۴
شمس یک شمس است لیک امروز فردا مختلف
شمارهٔ ۴۲۵
ز بوی خویش چو گل کرده ام غذای لطیف
شمارهٔ ۴۲۶
منزلی نیست که خالی نبود جای فراق
شمارهٔ ۴۲۷
محیطی را نیارد در نظر چشم تر عاشق
شمارهٔ ۴۲۸
که به هر گردش دل رو به خدا دارد عشق
شمارهٔ ۴۲۹
به نگاه از دل فولاد گذر دارد عشق
شمارهٔ ۴۳۰
کاسه آب دلم را بحر عمان کرد عشق
شمارهٔ ۴۳۱
داغ نومیدی است زیب گوشه دستار عشق
شمارهٔ ۴۳۲
پیداست کار عقل و هویداست کار عشق
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱
عیب خود را مکن ایدوست ز خود پنهان
شمارهٔ ۴۳۳
سر مانده کوه قاف در این ره به پای عشق
شمارهٔ ۴۳۴
روی خود را هم نمی بینم دگر چون روی خلق
شمارهٔ ۴۳۵
لعلی است که کردند برون از جگر خاک
شمارهٔ ۴۳۶
به هوای لب شکرشکنت پنجه تاک
شمارهٔ ۴۳۷
دیده ای کو که نباشد ز جفایش نمناک
شمارهٔ ۴۳۸
آینه دار طلعتش هفت زمین و نه فلک
شمارهٔ ۴۳۹
کی شود آسان شما را حل این مشکل ز سنگ
شمارهٔ ۴۴۰
اهل دل را از لباس پاره نبود عار و ننگ
شمارهٔ ۴۴۱
می برد روی نکویان ز دل آینه زنگ
شمارهٔ ۴۴۲
که آب بی توحرام است باده با تو حلال
شمارهٔ ۴۴۳
چار دیواری است بر پا لیک در دست خیال
شمارهٔ ۴۴۴
هر چه افتد در کف دریا بود رزق حلال