گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۴۵۰
هر تار کفر زلف او پیچیده ایمان در بغل
شمارهٔ ۴۵۱
بلبل شده سرمست ز بوی عرق گل
شمارهٔ ۴۵۲
جز عندلیب نیست کسی آشنای گل
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳
تهی از سبزه و گل راغ و گلشن
شمارهٔ ۴۵۳
هرگز نمی رود ز دلم گفتگوی گل
شمارهٔ ۴۵۴
به خیال تو بود خاطر دانا مشغول
شمارهٔ ۴۵۵
پس مگردان رو ز باب الله حق نعم الوکیل
شمارهٔ ۴۵۶
که هر سه بی ته و بی حاصلند و بی انجام
شمارهٔ ۴۵۷
می دهد بی نشیه را پیر مغان از باده جام
شمارهٔ ۴۵۸
بی لذت است میوه چو افتد ز شاخ خام
شمارهٔ ۴۵۹
خویش را در جیب صد عیب و هنر پیچیده ام
شمارهٔ ۴۶۰
سرم گشت از بس که گردیده ام
شمارهٔ ۴۶۱
چون تو می گویی بگویم با تو بیچون دیده ام
شمارهٔ ۴۶۲
تدارک می کند تلخی هجران را شکر خوابم
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴
زشترویی چه کند آینه گردون
شمارهٔ ۴۶۳
یار اگر گردم بجز یار خدایی نیستم
شمارهٔ ۴۶۴
در نظرهای عزیزان اعتباری داشتم
شمارهٔ ۴۶۵
صد زبان سرخ چون گل در سخن می داشتم
شمارهٔ ۴۶۶
من این ره را ز پای افتادم و بی درد سر رفتم
شمارهٔ ۴۶۷
تمام دل شدم و از پی نظر رفتم
شمارهٔ ۴۶۸
آنچه در چاه زنخدان تو دیدم گفتم
شمارهٔ ۴۶۹
به پای بوس هما استخوان خود بردم
شمارهٔ ۴۷۰
هزار طعنه از آن روی بر سمن کردم
شمارهٔ ۴۷۱
اگر جان خاک راه او نمی کردم چه می کردم