گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۵۳۲
تو خسته نه ای ای نفس از خسته حذر کن
قصیدهٔ شمارهٔ ۴۱
مخواه از درخت جهان سایبانی
شمارهٔ ۵۳۳
جامه کعبه بر این قامت ناراست مکن
شمارهٔ ۵۳۴
دفتر جمع دل غمدیده را ابتر مکن
شمارهٔ ۵۳۵
از جان گذر و جانب جانان نظری کن
شمارهٔ ۵۳۶
چو مهر نور به هر ذره میهمانی کن
شمارهٔ ۵۳۷
لاله پر خون کرد از غیرت قدح را در چمن
شمارهٔ ۵۳۸
از خاک قد خمیده برآید نهال من
شمارهٔ ۵۳۹
زلف را کردی پریشان مشک ناب آمد برون
شمارهٔ ۵۴۰
ز آه صدیقان او بوی کباب آید برون
شمارهٔ ۵۴۱
توبه ها اشکسته از میخانه می آید برون
شمارهٔ ۵۴۲
زلفش چو مار گشت و درآمد به خواب او
قصیدهٔ شمارهٔ ۴۲
همی پوینده در راه خطایی
شمارهٔ ۵۴۳
که هرگز یک دلی بیرون نمی آید ز شست او
شمارهٔ ۵۴۴
به چاه رفته فرو یوسف ذلیل از تو
شمارهٔ ۵۴۵
جدا هرگز ندیدم تیر مژگان از کمان تو
شمارهٔ ۵۴۶
تن به قضا سپرده ام در طلب رضای تو
شمارهٔ ۵۴۷
داریم همچو شیشه می گریه در گلو
شمارهٔ ۵۴۸
ور شود زار و نزار از غم آن مو گو شو
شمارهٔ ۵۴۹
گهی با مه برابر می زند گه با فلک پهلو
شمارهٔ ۵۵۰
می برد دل های ظلمت دیده را چشم سیاه
شمارهٔ ۵۵۱
سواد مملکت حسن اوست زلف سیاه
شمارهٔ ۵۵۲
لیک فکری کن که عالم را بنا چون ساخته
به لاله نرگس مخمور گفت وقت سحرکه هر که در صف باغ است صاحب هنریست